تبليغاتX
استادهمه چی دون{هرچي از اينترنت مي خواي}

amirdjuk

امیر عباسيان

amirdjuk

http://amirdjuk.blogfa.com

استادهمه چی دون{هرچي از اينترنت مي خواي}

استادهمه چی دون{هرچي از اينترنت مي خواي}

استادهمه چی دون{هرچي از اينترنت مي خواي}

باسلام اسم من امير است اين هم عكس من است مطلاب زيادي در وبلاگم ريختم وميريزم بعد از اينكه مطالب رو خونديد اگر اشكال يا موردي بود ويا از مطلب بدتون يا خوشتون امد خوهش ميكنم نظر دهيد تامن انرا اصلاح كنم در اين وبلاگ مطالب زيادي در مورد گوشي اينترنت كامپوتر سيم كارت مقاله هاي جالب بازي عكس ترفندكدهاي باحال وغيره هست راستی تورو خدا به ارشیو موضوعی سر بزن وحتما نظر بده اينجاهمه چي پيداميشه منظورم ترفنداموزش گوشي وكامپيوتروحتي مطالب جالب

استادهمه چی دون{هرچي از اينترنت مي خواي}

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

استادهمه چی دون{هرچي از اينترنت مي خواي}
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

اينجاهمه چي پيداميشه منظورم ترفنداموزش گوشي وكامپيوتروحتي مطالب جالب
موضوعات
   
 
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  دنيا مثل آينه است.
مرتبط با : داستان های جالب
ارسال شده در: پنجشنبه 3 بهمن1387

یک روز وقتی کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگی را در تابلو اعلانات دیدند که روی آن نوشته شده بود: (( دیروز فردی که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت!!. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت 10 صبح در سالن اجتماعات برگزار می شود دعوت مي کنيم))
نوشته شده توسط امیر عباسيان ,

 
مرتبط با : داستان های جالب
ارسال شده در: یکشنبه 8 دی1387

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟" خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد! افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می آمدند. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی!" آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت! افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: "نمی فهمم!" خداوند جواب داد: "ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!" وقتی که عیسی مسیح مصلوب شد، داشت به شما فکر می کرد! (تخمین زده شده که 93% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد. ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشید، این پیام را با تیتر "7%" ارسال کنید! من جزء آن 7% بودم! و به یاد داشته باشید، من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما تقسیم کنم!)
نوشته شده توسط امیر عباسيان ,

  گلايه
مرتبط با : داستان های جالب
ارسال شده در: چهارشنبه 6 آذر1387
 او هميشه از خدا گلايه مي كرد ((خدايا چرا من برگ نميشم .خدايا چرا من نبايد برترين باشم .خدايا چرا من نبايد زيبا ترين باشم .................)) هيچ گاه او دست از اين كارهايش بر نمي داشت و هميشه در حال جر و بحث با خدا بود روزي فرشته اي پيش او امد تا اورا رازي كند ولي گوش او با اين حرفا پر نمي شد و فقط ساز خود را ميزد . كار به جايي كشيد كه فرشته اي از سوي خدا مامور شد تا برايش راز افينش را باز گو كند ولي باز هم او به كار خود مشغول بود . پس از سه روز او به تكامل و تمام خواسته هايش رسيد. سه دقيقه بعد از تكامل كامل او((گاو مزرعه زيبا ترين گل مزرعه را خورد))
نوشته شده توسط امیر عباسيان ,

  نامهء یک هندی به بیل گیتس!
مرتبط با : داستان های جالب
ارسال شده در: جمعه 25 مرداد1387
 آقای بیل گیتس عزیز: این نامه از طرف سینک از پنجاب می باشد. ما برای خانه یک کامپیوتر خریدیم و مشکلاتی پیدا کردیم که بنده برای توجه شما مطرح می کنم. 1-بعد از وصل به اینترنت وقتی می خواهیم ایمیل باز کنیم و فرم هات میل را پر می کنیم در ستون پسوورد تنها چند ستاره ظاهر می شود اما در بقیه ء خانه ها هر چی تایپ می کنیم ظاهر می شودبا این مشکل فقط در پسوورد مواجه می شویم . ما این مسئله رو با فروشنده (سینگ سانتا) چک کردیم و او گفت : هیچ مشکلی در کیبورد وجود نداردبنابر این ما ایمیل ها رو با پسوورد ******** باز می کنیم من خواهشمندم این مشکل را شما چک کنید چون ما نمی دانیم پسووردمان چی هست؟ 2-وقتی ما کلید شات داون را فشار می دهیم قادر به وارد کردن هیچ چیزی نیستیم . 3-اینجا یک دگمه ای بنام استارت است ولی دگمه ای بنام استوپ وجود نداردخودتان این را چک کنید. 4-ما گزینهء "Run"را در منو دیدیم یکی از دوستان ما "run"را کلیک کرد و به Amritsar! دوید لذا خواهشمندیم این Run را به Sit(نشستن)تغییر دهید تا ما موقع کلیک کردن بنشینیم.
نوشته شده توسط امیر عباسيان ,

  سيندرلا
مرتبط با : داستان های جالب
ارسال شده در: یکشنبه 6 مرداد1387
 nbsp;يکي بود ، دو تا نبود ، زير گنبد کبود که شايدم کبود نبود و آبي بود ، يه دختر خوشگل بي پدر مادر زندگي مي کرد. اسم اين دختر خوشگله سيندرلا بود که بلا نسبت دختراي امروزي، روم به ديوار روم به ديوار ، گلاب به روتون خيلي خوشگل بود. سيندرلا با نامادريش که اسمش صغرا خانم بود و 2 تا خواهر ناتنياش که اسمشون زري و پري بود زندگي مي کرد . بيچاره سيندرلا از صبح که از خواب پا مي شد بايد کار مي کرد تا آخر شب . آخه صغرا خانم خيلي ظالم بود . همش مي گفت سيندرلا پارکت ها رو طي کشيدي؟ سيندرلا لوور دراپه ها رو گرد گيري کردي؟ سيندرلا ميلک شيک توت فرنگيه منو آماده کردي ؟ سيندرلا هم تو دلش مي گفت : اي بترکي ، ذليل مرده ي گامبو ، کارد بخوره به اون شکمت که 2 متر تو آفسايده ، و بلند مي گفت : بعله مامي صغي ( همون صغرا خانم خودمون ) . خلاصه
نوشته شده توسط امیر عباسيان ,

  تنها معنای آرامش
مرتبط با : داستان های جالب
ارسال شده در: چهارشنبه 26 تیر1387
 پادشاهي جايزهء بزرگي براي هنرمندي گذاشت که بتواند به بهترين شکل ، آرامش را تصوير کند. نقاشان بسياري آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاويري بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهاي آرام ، کودکاني که در خاک مي دويدند ، رنگين کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ. پادشاه تمام تابلو ها را بررسي کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. اولي ، تصوير درياچهء آرامي بود که کوههاي عظيم و آسمان آبي را در خود منعکس کرده بود. در جاي جايش مي شد ابرهاي کوچک و سفيد را ديد ، و اگر دقيق نگاه مي کردند ، در گوشه ء چپ درياچه ، خانه ء کوچکي قرار داشت ، پنجره اش باز بود ، دود از دودکش آن بر مي خواست ، که نشان مي داد شام گرم و نرمي آماده است. تصوير دوم هم کوهها را نمايش مي داد . اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تيز و دندانه اي بود. آسمان بالاي کوهها بطور بيرحمانه اي تاريک بود ، و ابرها آبستن آذرخش ، تگرگ و باران سيل آسا بود. اين تابلو هيچ با تابلو هاي ديگري که براي مسابقه فرستاده بودند ، هماهنگي نداشت. اما وقتي آدم با دقت به تابلو نگاه مي کرد ، در بريدگي صخره اي شوم ، جوجهء پرنده اي را مي ديد . آنجا ، در ميان غرش وحشيانه ء طوفان ، جوجه ء گنجشکي ، آرام نشسته بود. پادشاه درباريان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ء جايزه ء بهترين تصوير آرامش ، تابلو دوم است.بعد توضيح داد : " آرامش آن چيزي نيست که در مکاني بي سر و صدا ، بي مشکل ، بي کار سخت يافت مي شود ، چيزي است که مي گذارد در ميان شرايط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.اين تنها معناي حقيقي آرامش است."
نوشته شده توسط امیر عباسيان ,

  يك داستان كوتاه
مرتبط با : داستان های جالب
ارسال شده در: چهارشنبه 26 تیر1387
 مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟ او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه مي رفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد. فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي. مرد تار عنكبوت را گرفت در همين هنگام جهنميان ديگر هم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردند تا بالا بروند اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد. كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرت شد فرشته با ناراحتي گفت تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي. ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد
نوشته شده توسط امیر عباسيان ,

درباره وبلاگ
 
باسلام اسم من امير است اين هم عكس من است مطلاب زيادي در وبلاگم ريختم وميريزم بعد از اينكه مطالب رو خونديد اگر اشكال يا موردي بود ويا از مطلب بدتون يا خوشتون امد خوهش ميكنم نظر دهيد تامن انرا اصلاح كنم در اين وبلاگ مطالب زيادي در مورد گوشي اينترنت كامپوتر سيم كارت مقاله هاي جالب بازي عكس ترفندكدهاي باحال وغيره هست راستی تورو خدا به ارشیو موضوعی سر بزن وحتما نظر بده
 

 
لیست دوستان

نيا تو
شمیم خوش یار
کولاک
ما چند نفر
همه چیز برای رایانه بازها
toofan
فطرس
everythings
راهم رو خودم انتخاب میکنم
بیت واهنگ های جدید رپ
یکی بود یکی نبود
یک مشت حرف چرت
شاید خدا اینجاست
شاهکار ایرانی
دانلود کتابهای رایگان فارسی مخصوص موبایل
كتابخانه پرنيان
فن اوری اطلاعات
درویــــــــــــــــــش
مار
عکس تو سه سوت
.:: دنیای کشتی کج ::.
مکانیک خودرو
جوک و اس ام اس+موبایل+عکس بازیگران
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه
JavaScript Codes
onLoad and onUnload Example


RSS





Powered by WebGozar

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com